۱۳۸۹ بهمن ۲۴, یکشنبه

فقر


میخواهم بگویم ......

فقر همه جا سر میكشد .......

فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ......

فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست .......

فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفتهء یك كتابفروشی می نشیند ......

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ......

فقر ، كتیبهء سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند .....

فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....

فقر ، همه جا سر میكشد ........

فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست ..

فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است ..



مجموعه آثار دكتر علی شریعتی

۱۳۸۹ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

راز سلامتی


روزی مقاله ای در مورد پیرمردی نود و نه ساله می خواندم كه از او راز زندگی طولانی و سلامتی اش را پرسیده بودند. او پاسخ داده بود : " من از گفتن حقیقت كمی خجالت می كشم. راستش را بخواهید من زندگی ام را از درختان گرفته ام. من درختان را بغل می كردم و ناگهان انرژی لطیف آنها وارد بدنم می شد. درختان مرا شاداب و سرزنده نگاه داشته اند. " حرف این مرد كاملا بر حق است. شاید او نتواند این حقیقت را از نظر علمی ثابت كند، اما علم نیز دیر یا زود با او همراه خواهد شد. اگر تو به درختی مهر بورزی یا اگر تخته سنگی را دوست داشته باشی به تو پاسخ خواهد داد. به تمام شیوه های ممكن عشق ورزیدن را به بوته آزمایش بگذار تا هر روز غنی تر از روز قبل شوی. كم كم منابع و راه های جدید و موضوعهای جدید برای عشق ورزیدن خواهی یافت. و سر انجام روزی فرا خواهد رسید كه بدون هیچ معشوقی، فقط عشق خواهی ورزید- نه به شخصی معین. سرشار و لبریز ازعشق خواهی بود و این همان حالت به روشنایی رسیدن است. تو به نهایت رضایت و خشنودی می رسی، زیرا كامروا شده ای و به خانه رسیده ای. احساس مداوم اینكه گویی چیزی كم است، برای نخستین بار ناپدید می شود. و روزی بزرگ در زندگی اوست آنگاه كه كسی احساس كند هیچ چیزی كم نیست، پیوسته جستجو می كند اما نمی تواند چیزی را كم بیابد. همه چیز سرشار است. چنین انسانی بدرستی زندگی كرده است. دیگران زندگی را به هدر می دهند. یك فرصت طلایی را از دست می دهند. ما باید عصاره هر لحظه را تا آخرین قطره بكشیم.